تبليغاتX
اندیشه نو

اندیشه نو

 تفکر جهانی استاد قمشه ای برگرفته از این اعتقاد است که "تهاجم فرهنگی"  مشکل شرق نیست بلکه "تهاجم غیر فرهنگی" است که مشکل زاست.  چه بسا فرهنگ اصیل غرب و همه کشورهای جهان می تواند مایه تعالی و رشد معنوی همگان باشد. چنانکه فرهنگ اصیل شرق نیز برای غربیان پیوسته سرچشمه الهام و معرفت بوده است.

او میگوید فرهنگ نور الهی است، از هرکجا بتابد آنجا مشرق است و آن نور در سه جلوه ظاهر می شود که عبارتند از زیبایی، دانایی و نیکویی. جامعه با فرهنگ جامعه ایست که در آن به زیبایی و دانایی و نیکویی بیش از هر چیز بها داده می شود و ثروت و قدرت و دولت و مقام و منصب همه در خدمت این سه ارزش قرار می گیرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:31  توسط یعقوب حسنی راد  | 

با توجه به اینکه وجود نقد سالم درکنارهر فعالیتی به پیشرفت وتعالی آن کمک می کند اندیشه نو در نظر دارد جهت بهبود هر چه تمامتر نشریات مذهبی دانشگاه اقدام به نقد سازنده وبی طرفانه این نشریا ت بنماید .جا دارد قبل از آن تعریف مناسبی از نقد صحیح داشته باشیم .نقد به معنی جلوگیری از سقوط وبد ترشدن وضعیتی است که نقاد آن را نقد می کند ،اما متاسفانه امروزه معنای آن به توهین و تخریب مسخ شده است .هدف اندیشه نو،نقد به معنای اول آن است .

نشریه ربیع الانام :

نشریه ای است فرهنگی ،مذهبی که از طرف نهاد رهبری هر دو هفته یکبار منتشر می شود .این نشریه از حیث محتوا دارای چارچوب مشخصی نمی باشد ومطالب آن ظاهراًعاری از ارائه یک ایدئولوژی مشخص ومدون به دانشجو می باشد .با توجه به اینکه امروزه کشمکش های مختلفی بین ایدئولوژی های برگرفته از نظام های فکری جهان وجود دارد که هر کدام مدعی جهانی سازی هستند این نشریه نمی تواند ایدئولوژی اصل اسلامی را در مقابل این مکتبهای فکری به دانشجو معرفی کند .این نشریه ابتدا باید چارچوب اهدافش را مشخص کند وسپس در جستجوی راه های رسیدن به این هدف باشد وبرای رسیدن به این اهداف باید مطالب به صورت گزینشی انتخاب شوند وتا جایی که امکان دارد از مطالب ادبی واحساسی کاسته شود وجای خالی منطق وحکمت وعقل را با بیانی شیوا ورسا پر کرد .هم چنین از نوشتن مطالبی چون «شیطان لاغر وچاق» که هیچ ارزش وبار علمی ندارند خودداری کرد وبه جای آن مطالبی نوشته شود که دانشجورا وادار به تفکر راجع به شریعت اسلامی بنماید.

نشریه گنجینه سعادت :

ماهنامه فرهنگی ومذهبی کانون قرآن وعترت می باشد .عمده مطالب این نشریه مطالبی هستند که هیچ لزومی به گفتن آنها نیست وبا گفتن ویا نگفتن آنها هیچ راهی پیش روی یک دانشجوی دنبال حقیقت ومعرفت قرار نمی گیرد.مطالبی از جمله «معماهای قرآنی »،«اشعار قرآنی » ،«احکام شرعی »،«اخبار مسابقات قرآنی » ویا مطرح کردن سوالاتی چون «علت بی توجهی مردم نسبت به نماز ظهر درمقایسه با سایر نمازها » به هیچ یک از نیاز های فکری یک دانشجو پاسخ نمی دهد .

درنتیجه اگر بخواهیم فکر واندیشه اسلامی را ترویج دهیم نباید عقاید واندیشه های مشخص را ملاک نوشتارمان قرار دهیم بلکه باید از آثار واندیشه های نظریه پردازان بزرگی چون علامه طباطبایی ،علامه جعفری ،استاد مطهری ،دکتر شریعتی ،دکتر جعفرشهیدی ، دکتر الهی قمشه ای ویا دکتر رحیم پور ازغدی استفاده کرد .دریغا که جای خالی آنها را به وضوح در صفحه صفحه این نشریات می بینیم .اندیشه نو ،امیدواراست که دست اندر کاران نشریه های ربیع الانام وگنجینه سعادت به نقد وانتقاد های سازنده اندیشه نو توجه اکیدی داشته واین انتقادات را به عنوان یک نقطه شروع در بهبود فعالیتهای فرهنگی ومذهبی خود قرار دهند.در ضمن اندیشه نوآمادگی پذیرش هرنوع نقطه نظر ویا انتقاد این نشریات بر نقدهای وارده را دارد .

            امین ریحانی –  یعقوب حسنی راد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:29  توسط یعقوب حسنی راد  | 

علی (ع) شخصیتی بزرگ و بی بدیل  است که در طول تاریخ همواره مورد مدح و ستایش بزرگان قرار گرفته و حتی کسانیکه امامت او را باور ندارند نیز او را در نوع خود یگانه و بی نظیر می دانند. جبران خلیل جبران در این باره چنین می گوید :"به عقیده من علی بن ابی طالب ،نخستین مرد از قوم عرب پس از پیامبر است که وجودش ، همه فضایل کامل بودن را درقوم خویش دمید و آهنگ آن را به گوش مردمی می رسانید که پیش از آن مانند آنرا نشنیده بودند و در بین تاریکی های جاهلیت از روش روشن او مستحیر ماندند ؛ پس کسی که  طریق علی را پسندید به فطرت سلیم بازگشت و ان که از باب خصومت وارد شد جاهلیت را ترجیح داد .

جرج جرداق مسیحی نیز در این باره چنین می گوید :"ای دنیا چه می شد اگر همه  نیروهایت را در هم می فشردي و دوباره شخصیتی مانند علی با آن عقل ، قلب ،زبان و شمشیر نمودار می کردی ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:27  توسط یعقوب حسنی راد  | 

انتظار یکی از بارزترین مفاهیم مطرح شده در مکتب ها وادیان بزرگی چون یهود،مسیحیت ،زرتشت ،اسلام و... می باشد .حتی تحقیقات باستان شناسی وجود آن را در جوامع اولیه نیز اثبات می کند واین حقیقتی غیر قابل انکار است چون فطرت انسان با نیکی وعدالت سرشته شده است ونمی تواند بی عدالتی وظلم وفساد را در جامعه تحمل کند به همین دلیل منتظر به سر آمدن این شرایط است .

مفهوم انتظاردراسلام وبه خصوص مذهب تشیع یکی از اصولی ترین و غنی ترین مکاتب فکری است که دارای سازنده ترین ایدئولوژی ها می باشد اما به دلیل عدم درک صحیح آن مفهوم واقعی آن در جامعه به صورت ضعیف وناکارآمد بیان شده است.حال باید از خود پرسید چرا این مفهوم ضعیف بیان شده است؟ در پاسخ باید گفت که هر مفهومی که به صورت یک اعتقاد درآید شامل دوبخش «منطق وعشق» است.

هر اعتقادی برای خود منطقی دارد که با سایر منطق هایی که ضد آن هستند سازش ندارد واگر منطق آن اعتقاد درست بیان شود یک حرکت روبه پیشرفت را درجامعه ایجاد می کند .در نتیجه اگر منطق انتظار به درستی در جامعه بیان شود شخص منتظر شرایط موجود در جامعه (فساد وبی عدالتی ) را تحمل نمی کند وبه وضع موجود اعتراض می کند وقدم در راه اصلاح آن می گذارد ..از این رو دکتر شریعتی انتظار را«مذهب اعتراض » می نامند. درمنطق انتظار، فرد علاوه بر اینکه یک شخص سازنده برای جامعه وانسانیت می باشد یک شخص منتظر نیز هست واین همان

مفهوم انتظار مثبت در یک جامعه است .دراین منطق فرد در راه اصلاح جامعه تلاش وکوشش می کند وتا جایی که توان دارد در مقابل فساد وبی عدالتی ایستادگی وبا هر گونه محافظه کاری در جامعه اش مبارزه

می کند وبرعکس افرادی عمل می کند که بی مسولیتی وناتوانی خود را در دوران انتظار توجیه می کنند .

بخش دوم هر اعتقاد ،«عشق» است که در بحث انتظار به طور گسترده مطرح شده وهر منتظری دوستدار منجی وپرچمدار عدالت است اما باید بدانیم که پایه «عشق ومحبت» در هر اعتقادی را منطق درست آن می سازد واین منطق از عاشق سوال می کند که چرا عاشق شدی ؟چقدر به معشوقت معرفت داری؟هدف معشوقت چیست ؟درانتظارنیز با چنین سوالات مشابهی مواجه هستیم همچنین با این سوال مهم که «فلسفه این انتظار »چیست ؟

اگر یک منتظر نتواند پاسخی به این سوالات دهد باید در عشقش به منجی یا منتظر بودنش شک کند وباید گفت که این فرد عشق را با احساس اشتباه گرفته است .احساسات هیچ پایه منطقی ندارند وهیچ تاثیر فردی واجتماعی ندارند .در مبحث انتظارنیزعشق دراکثر مواقع جای خود را به احساسات یا به «عشق بی معرفت» یا«عشق بی منطق» داده و گوشه نشینی وگریه کردن جای خود را به انسان سازی وجامعه سازی داده است . اگر هدف امام عصر این است که جامعه ای براساس عدالت وبدون تبعیض وفساد نباشد پس کدام منطقی این را می پذیرد که عشق بدون معرفت ومنطق (برپایه احساسات)بتواند چنین آرمانهای بزرگی را در جامعه پیاده کند . در مجموع مباحث گفته شده این نتیجه کلی را می توان گرفت که انتظار یک مکتب است که درآن منتظر نه تنها راضی به شرایط موجود نیست بلکه در راه اصلاح این شرایط تا برقراری عدالت تلاش وکوشش می کند.این مکتب منتظر را از خانه نشینی به متن جامعه می کشاند وسعی وتلاش اورا چندین برابر می نماید وهم چنین با سرسپردگی در مقابل ظلم وبی عدالتی مبارزه می کند حتی اگردراین راه جانش رانیزازدست بدهد.

امین ریحانی – یعقوب حسنی راد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:25  توسط یعقوب حسنی راد  | 

خدايا...

تو مرا عشق کردي که در قلب عشاق بسوزم

تو مرا اشک کردي که در چشم يتيمان بجوشم

تو مرا آه کردي که از سينه ي بيوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم

تو مرا فرياد کردي که کلمه ي حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمايم

تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتي

تو مرا به آتش عشق سوختي

تو مرا در طوفان حوادث پرداختي , در کوره ي غم و درد گداختي

تو مرا در درياي مصيبت و بلا غرق کردي

و در کويره فقر و حرمان و تنهائي سوزاندي

شهید دکتر چمران

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:22  توسط یعقوب حسنی راد  | 

"خدایا ! چگونه زیستن را تو به من بیاموز؛ چگونه مردن را خود خواهم آموخت ."

"ای در وطن خویش غریب" از کدامین دیار آمدی که با دردهای من هم آشنایی ، با کدامین چشم به آینده می نگریستی که همه رنج های ما ، حتی آنهایی را که خود نکشیده ا یم تحمل کرده ایم .

ای که "بودن " خویش را فقط از زبان تو می شنویم زیرا بودن ما وابسته به آزادی ما و آینده ما لفظی است که از زبان یک دوست می شنویم .

و اما من ، " نمی دانم کجای تاریخم" ایستاده ام و جهل خویشاوندانم را تماشا می کنم و در میان این همه یقین تلخ به بودن خویش نیز تردید دارم . اما در میان این کرا نه نا امید همواره چیزی دلم را امید می بخشد .در میان همه تردید ها چیزی به من ایمان می بخشد و آن با "تو " همراه شدن در مسیر" او" ست .

آری ! هنوز فریاد عدالت را بر سر " زر و زور و تزویر" از حلقوم تو می شنوم . هنوزدر کویر سرسبز تو میوه " آگاهی " می چینم تا فریفته نشوم به هر آنچه رنگ ریا دارد . و آزاد شوم از هر آنچه "رنگ تعلق پذیرد . تنها در کویر تنهایی توست که بوی بهشت را استشمام می کنم و نه بهشت افکار دیگران ، که بهشت یعنی "رسیدن " به "چگونه بودن" ، "اکنون بودن " .

! با گامهای تو ست که "هجرت " میکنم تا در پوستین آلوده خود نپوسم تا به "شدن" برسم .

در شریعت توست که مکتب حسین را مکتب " خون "می بینم و نه " مصیبت " و مذهب علی را مکتب " وحدت و عدالت می بینم و نه مصلحت و مصلحت .

و همه این ها دلیل  بودن توست که شاندل گفت : هر کس به اندازه ای که احساسش می کنند هست ، هر کس را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند و من تنها یکی از انبوه نسل تشنه ای هستم که تو را همواره احسا س می کنم تا از هر یک از زلال چشمه هایت جرعه ای بنوشم در این کویر تنهایی .

احسان وطن پرست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:21  توسط یعقوب حسنی راد  | 

انسان به صورت اجباري يا اختياري خداوند را مي‌خواند و از او استعانت مي‌جويد. استاد مطهري به حالت اجباري ارزش چنداني قائل نمي‌شود بلكه به قسم اختياري آن ارج مي‌نهد؛ «انسان در دو حالت ممكن است خدا را بخواند، يكي در وقتي كه اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختي و اضطراب گردد و يكي در وقتي كه روح خودش اوج بگيرد و خود، خويشتن را از اسباب و علل منقطع كند. در حال اضطرار و انقطاع اسباب، انسان خودبخود به طرف خدا مي‌رود، احتياج به دعوت ندارد. البته اين كمال نفس براي انسان نيست،‌ كمال نفس در اين است كه انسان خودش را به اختيار منقطع سازد و اوج بگيرد.»

از آنجا كه استاد مطهري به تمام اعمال عبادي و يا حداقل به بخش عمده‌اي از آنها به ديده اجتماعي مي‌نگرد و هميشه تذكر مي‌دهد كه اهميت جوانب فردي عبادات نبايد ما را از پرداختن به اهميت جمعي و اجتماعي آن باز دارد و از سوي ديگر تاكيد مي‌كند كه دعا نبايد بر آدمي حالتي پديد آورد كه بخواهد همه خواسته‌هايش را از طريق دعا برطرف كند، حتي در مواردي كه خود مي‌تواند از مسير طبيعي و با تلاش و كوشش به مقصود خود نايل شود، دست از كار و كوشش بشويد و همه را به دعا واگذارد؛ استاد مطهري با چنين نگرشي به دعا مخالفت مي‌كند و مي‌نويسد: دعا نبايد جانشين فعاليت طبيعي آدمي بشود

بنابراين در جايي كه آدمي خودش مي‌تواند مشكلي را حل كند آن را بايد خودش به انجام رساند و دعا را در جاهايي به كار برد كه از عهده او خارج است، و به اصطلاح اسباب تماماً در دست خداوند است و آدمي از انجام حداقل اقدامي دستش كوتاه است. البته حتي در انجام اموري كه آدمي مي‌تواند از عهده انجام كار برآيد براي موفقيت خود بايد دعا كند، زيرا پيروزي در امور در دست خداوند است.دغدغه اصلي مطهري از ارائه چنين نظري كه برگرفته از احاديث است اين است كه دعا تبديل به وسيله بازدارنده از كار و تلاش نباشد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:56  توسط یعقوب حسنی راد  | 

پروفسور هانرى كربن, محقق و شرق شناس معروف فرانسوي, نهج البلاغه را از مهمترين سرچشمه هايى معرفى كرد كه متفكران شيعه پيوسـتـه از آن سيراب شده اند. در قسمتى از گفتار او آمده اسـت كـه بـعد از قـرآن و احـاديـث پيامبر اسلام نهج البلاغه در درجه نخست اهمـيـت قـرار دارد و تفكر فلسفى شيعه به آن وابسته است.

استاد امين نخله, يكى از صاحبنظران مسيحيت, در جواب شخـصى كـه از او درخواست كرده بود كه صد كلمه از نهج البلاغـه را بـراى او انتخاب كند, مى گويد: به خدا قسم نمى توانم. چگونه از ميان صدها كلمه كهربار تعداد صد كلمه آن را انتـخـاب كنم. من از انتخاب يك كلمه آن هم عاجز هستـم, زيـرا ايـن كـار درست به اين مى ماند كه دانه ياقوتى را از كنار دانه هاى ديـگـر بردارم.

بولس سلامه, استاد شاعر و نويسنده معروف مسيحى لبناني, دربـاره نهج البلاغه مى گويد: نهج البلاغه اثر جاودانه اى است كـه انسـان را به شناخت انديشه بزرگ علـی وادار مـى سـازد و هيـچ كـتـابـى جـز قـرآن بــر آن بــرتــرى ندارد.

جرج جرداق نويسنده و اديب معروف مسيحي, نهج البلاغـه را بـيـانى رساتر از هر بيانى دانسته اسـت كـه تـا انسـان هسـت و انديـشه انسانى وجود دارد, با ذوق هنرى و ادبى انسان پيوند ناگسسـتـنى خواهد داشت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:55  توسط یعقوب حسنی راد  | 

یکی از افتخارات بزرگ ملت ما ، افتخار شیعه بودن و انتساب به علی است و این انتساب و افتخار مسولیت های  سنگینی را بر دوش انسان می گذارد واگر افراد یک جامعه شیعی این مسو لیت خطیر را به خوبی بشناسند و در راهی که علی حرکت کرده قدم بگذارند و در یک کلام پیرو واقعی علی باشند هیچ نیرو یی یارای مقابله با آنها را نخواهد داشت اما متآ سفانه ما فقط دم ازعشق علی میزنیم دلي درعمل خلاف آن را انجام می دهیم .دکتر شریعتی در کتاب ارزشمند " علی " سه مرحله را پیش پای يك شیعه واقعی علی قرار داده است که عمل کردن به آنها را ضرورت شیعه علی بودن معرفی می کند .مرحله اول که به تعبیر استاد مطهری از بزرگترن امتیازات شیعه در برابرسایر مذاهب و پایه و زیر بنای مذهب تشيع است حب و دوستی علی است . یعنی این که ما دوستدار علی هستیم و به علی عشق می ورزیم و این دوست داشتن یک احساس است وحتی ممکن است افرادی از مکتب های دیگر هم دوست دار علی باشند و این همان جاذبه علی است .مرحله دوم شناخت علی است یعنی این که ما سیره علی را بشناسیم و بدانیم علی چگونه زندگی می کرد، چگونه می اندیشید ، چگونه عدالت را برقرار می کرد و چگونه سکوت می کرد. و اما مرحله سوم که مهمترین مرحله می باشد عمل است . یعنی در مسیر افکار و اندیشه های علی حرکت کردن ، مثل علی اندیشیدن ، مثل علی رفتار کردن ، مثل علی سکوت کردن . یعنی شناختی را که در مرحله قبل بدست آورده ایم در عمل به نمایش بگذاریم . د راین مرحله ما  وظیفع داریم مسو لیت بزرگ شیعه بودن خود که همان " پیروی واقعی از علی  " است را در عرصه عمل و رفتار نشان دهیم ، یعنی من به عنوان یک فرد شیعه و مسول در این جامعه چه کارهایی را باید انجام دهم .  

پس نتیجه می گیریم که شیعه بودن تنها به معنای دوستداری علی یا شناخت علی نیست و ممکن است کسی دوستدارعلی باشد تا بی نهایت و یا علی را در حد یک محققی که تمام زندگی اش را صرف شناخت علی کرده است بشناسد ولی شیعه علی نباشد در حقیقت شیعه بودن به معنای پیروی کردن و عمل به اندیشه و رفتارعلی است که لازمه آن شناخت علی و لازمه شناخت علی محبت علی است .متاسفانه ما شیعیان علی در همان مرحله عشق و محبت به علی ایستادهایم و یا شناخت ناقصی از علی داریم و تا شیعه بودن فاصله زیادی در پیش داریم . اگر چه کسی بخواهدپیرو واقعی علی باشد در جامعه اش تنها خواهند ماند همانطوری که علی نیز در جامعه اش تنها ماند و از تنهایی سر در حلقوم چاه می کرد و می گریست ، چقدر سخت وغم انگیز است که مردی با عظمت علی گریه کند.اما ما در مقابل شیعه بودن خود (( مسئولیت)) داریم واگر تا علی فاصله زیادی داریم ولی حداقل می توانیم در راهش قدم بگذاریم و یک جامعه نمونه و ایده آل با اندیشه علی داشته باشیم و از هر چیزی که رنگ ریا  و مقدس مآبی به خود بگیرد بپرهیزیم که علی هزاران مقدس مآب قرآن بدست را درنهروان  نابود کرد.    

  یعقوب حسنی راد

         

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:54  توسط یعقوب حسنی راد  |