تبليغاتX
اندیشه نو - انتظار ،مذهبِ اعتراض

اندیشه نو

انتظار یکی از بارزترین مفاهیم مطرح شده در مکتب ها وادیان بزرگی چون یهود،مسیحیت ،زرتشت ،اسلام و... می باشد .حتی تحقیقات باستان شناسی وجود آن را در جوامع اولیه نیز اثبات می کند واین حقیقتی غیر قابل انکار است چون فطرت انسان با نیکی وعدالت سرشته شده است ونمی تواند بی عدالتی وظلم وفساد را در جامعه تحمل کند به همین دلیل منتظر به سر آمدن این شرایط است .

مفهوم انتظاردراسلام وبه خصوص مذهب تشیع یکی از اصولی ترین و غنی ترین مکاتب فکری است که دارای سازنده ترین ایدئولوژی ها می باشد اما به دلیل عدم درک صحیح آن مفهوم واقعی آن در جامعه به صورت ضعیف وناکارآمد بیان شده است.حال باید از خود پرسید چرا این مفهوم ضعیف بیان شده است؟ در پاسخ باید گفت که هر مفهومی که به صورت یک اعتقاد درآید شامل دوبخش «منطق وعشق» است.

هر اعتقادی برای خود منطقی دارد که با سایر منطق هایی که ضد آن هستند سازش ندارد واگر منطق آن اعتقاد درست بیان شود یک حرکت روبه پیشرفت را درجامعه ایجاد می کند .در نتیجه اگر منطق انتظار به درستی در جامعه بیان شود شخص منتظر شرایط موجود در جامعه (فساد وبی عدالتی ) را تحمل نمی کند وبه وضع موجود اعتراض می کند وقدم در راه اصلاح آن می گذارد ..از این رو دکتر شریعتی انتظار را«مذهب اعتراض » می نامند. درمنطق انتظار، فرد علاوه بر اینکه یک شخص سازنده برای جامعه وانسانیت می باشد یک شخص منتظر نیز هست واین همان

مفهوم انتظار مثبت در یک جامعه است .دراین منطق فرد در راه اصلاح جامعه تلاش وکوشش می کند وتا جایی که توان دارد در مقابل فساد وبی عدالتی ایستادگی وبا هر گونه محافظه کاری در جامعه اش مبارزه

می کند وبرعکس افرادی عمل می کند که بی مسولیتی وناتوانی خود را در دوران انتظار توجیه می کنند .

بخش دوم هر اعتقاد ،«عشق» است که در بحث انتظار به طور گسترده مطرح شده وهر منتظری دوستدار منجی وپرچمدار عدالت است اما باید بدانیم که پایه «عشق ومحبت» در هر اعتقادی را منطق درست آن می سازد واین منطق از عاشق سوال می کند که چرا عاشق شدی ؟چقدر به معشوقت معرفت داری؟هدف معشوقت چیست ؟درانتظارنیز با چنین سوالات مشابهی مواجه هستیم همچنین با این سوال مهم که «فلسفه این انتظار »چیست ؟

اگر یک منتظر نتواند پاسخی به این سوالات دهد باید در عشقش به منجی یا منتظر بودنش شک کند وباید گفت که این فرد عشق را با احساس اشتباه گرفته است .احساسات هیچ پایه منطقی ندارند وهیچ تاثیر فردی واجتماعی ندارند .در مبحث انتظارنیزعشق دراکثر مواقع جای خود را به احساسات یا به «عشق بی معرفت» یا«عشق بی منطق» داده و گوشه نشینی وگریه کردن جای خود را به انسان سازی وجامعه سازی داده است . اگر هدف امام عصر این است که جامعه ای براساس عدالت وبدون تبعیض وفساد نباشد پس کدام منطقی این را می پذیرد که عشق بدون معرفت ومنطق (برپایه احساسات)بتواند چنین آرمانهای بزرگی را در جامعه پیاده کند . در مجموع مباحث گفته شده این نتیجه کلی را می توان گرفت که انتظار یک مکتب است که درآن منتظر نه تنها راضی به شرایط موجود نیست بلکه در راه اصلاح این شرایط تا برقراری عدالت تلاش وکوشش می کند.این مکتب منتظر را از خانه نشینی به متن جامعه می کشاند وسعی وتلاش اورا چندین برابر می نماید وهم چنین با سرسپردگی در مقابل ظلم وبی عدالتی مبارزه می کند حتی اگردراین راه جانش رانیزازدست بدهد.

امین ریحانی – یعقوب حسنی راد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:25  توسط یعقوب حسنی راد  |